در دنیای بازی های پلی استیشن، «اکلیپس: تولدی دوباره» یک عنوان اسطورهای بود که هوادارانش را به دنیایی پر از رمز و راز، هیولاهای باستانی و گنجینه های پنهان می برد. اما چیزی که کسی نم یدانست، این بود که یک لایه پنهان در بازی وجود داشت؛ لایه ای که فقط با یک گیفت کارت پلی استیشن ارزان از فروشگاه اینترنتی آپکارت قابل دسترسی بود. این داستان، ماجرای نوجوانی به نام آرمان است که به طور تصادفی به این راز پی می برد و زندگی اش را برای همیشه تغییر می دهد.
جستجوی ناامیدانه
آرمان، پسر ۱۶ ساله، عاشق بازی «اکلیپس» بود. او ماه ها تلاش کرده بود تا به آخرین مرحله بازی برسد، اما همواره در نبرد نهایی با «اِدریس»، ارباب تاریکی، شکست می خورد. مشکل اصلی، کمبود سکه های الماس بود؛ ارز درون بازی که فقط با خرید از فروشگاه بازی قابل دریافت بود. آرمان که پول کافی نداشت، به دنبال راهی ارزانتر می گشت. یک شب، هنگام جستجوی عبارت "قیمت گیفت کارت پلی استیشن" در گوگل، به طور تصادفی به یک فروم قدیمی برخورد که کاربری به نام "سایه ی اکلیپس" نوشته بود:
«اگر به دنبال گیفت کارت پلی استیشن ارزان هستی، حتما به آپکارت سر بزن. اما مراقب باش! بعضی چیزها ارزانتر از آن هستند که به نظر می رسند.»
آرمان با کنجکاوی وارد فروشگاه اینترنتی آپکارت شد. صفحه ی اصلی پر بود از تخفیف های چشمگیر: «گیفت کارت پلی استیشن با تخفیف ویژه!». او بی درنگ یک کارت ۱۰۰ دلاری را با قیمتی باورنکردنی خریداری کرد. اما وقتی کد را وارد کرد، به جای سکه های الماس، پیغامی عجیب ظاهر شد:
«به اکلیپس واقعی خوش آمدی. اگر جسارت داری، دنبال نشانه ها بگرد...»
دنیایی موازی
صبح روز بعد، آرمان متوجه شد که اتاقش پر از نمادهای عجیب شده است: علامت های باستانی شبیه به آنچه در بازی دیده بود، روی دیوارها می درخشیدند. ناگهان، تلفنش زنگ خورد. شماره ی ناشناسی بود که پیامی کوتاه فرستاده بود:
«وقتشه بیدار شی. برو به کوچه ی پشت فرودگاه ... ساعت ۱۱ شب.»
آرمان که هم هیجان زده و هم ترسیده بود، به محل موردنظر رفت. در آنجا، دختری هم سن خودش را دید که لباس شخصیت اصلی بازی، «لونا»، را پوشیده بود. دختر خود را «سارا» معرفی کرد و گفت:
«تو کارت را از آپکارت خریدی، درسته؟ این کارت ها فقط یه کد معمولی نیستن... اونا دروازهی بین دو دنیان!»
سارا توضیح داد که فروشگاه اینترنتی آپکارت توسط گروهی مرموز اداره می شود که سالهاست در حال آزمایش روی ارتباط بین واقعیت و بازیهای ویدیویی هستند. گیفت کارتهای ارزان قیمت درواقع ابزاری برای جذب بازیکنانی هستند که توانایی حل معماهای پیچیده را دارند. آرمان اولین نفری بود که در ماه های اخیر موفق به فعالسازی کد شده بود.
شکار سایه ها
سارا و آرمان متوجه شدند که برای جلوگیری از خروج «اِدریس» از بازی به دنیای واقعی، باید ۵ قطعه ی گمشده ی «مهراکلیپس» را پیدا کنند. هر قطعه در اختیار یکی از «سایه ها» بود؛ بازیکنانی که سالها پیش در بازی ناپدید شده بودند. اولین قطعه در اختیار «کاوه» قرار داشت، پسری که آخرین بار در حال جستجوی قیمت گیفت کارت پلی استیشن در دارکوب بود و ناگهان محو شده بود.
آنها با استفاده از نقشه ای که سارا از آپکارت دانلود کرده بود، به یک زیردریایی متروکه در شمال ایران رفتند. در آنجا، با معمایی مواجه شدند که ترکیبی از پازل های بازی و نشانه های واقعی بود:
«کلید را در جایی پیدا کن که آب با آتش برخورد می کند...»
آرمان با استفاده از ترفندی که در بازی یاد گرفته بود، یک مشعل قدیمی را روشن کرد و سایه ی کاوه ظاهر شد:
«اگر می خواهی مهر را بدست آوری، باید ثابت کنی لیاقتش را داری... در بازی و واقعیت!»
نبرد دو جهان
رقابت برای جمع آوری مهره ها ادامه یافت. آرمان و سارا مجبور بودند همزمان در دنیای واقعی به دنبال سرنخها بگردند و در بازی «اکلیپس» با سایه ها بجنگند. در یکی از مراحل، آرمان به یک گیفت کارت پلی استیشن دیگر نیاز پیدا کرد تا سلاحی نادر بخرد. او دوباره برای یافتن گیفت کارت پلی استیشن ارزان قیمت جستجو کرد، اما این بار یک سایت پیدا کرد که در حال فروش کارت های اعتباری هک شده بود!
سارا فریاد زد:
«همه چیز تقصیر این کارت های ارزان است! این داره از بازیکنا سوءاستفاده میکنه تا انرژی لازم برای باز کردن دروازه رو جمع کنه!»*
ناگهان، زمین لرزید و ساختمان های مجازی شروع به فروپاشی کردند. اِدریس در حال انتقال به دنیای واقعی بود...
پایان بازی
در لحظه ی نهایی، آرمان و سارا با ترکیب قدرت هایشان در بازی و شجاعت در دنیای واقعی، موفق شدند اِدریس را در آستانه ی دروازه ی اکلیپس متوقف کنند. سارا که در واقع یکی از توسعه دهندگان قدیمی بازی بود، اعتراف کرد که فروشگاه اینترنتی آپکارت را سالها پیش به عنوان یک تله طراحی کرده بود تا افراد مستحق را پیدا کند.
پایان داستان، آرمان به قهرمانی تبدیل شدکه نه تنها بازی را تکمیل کرده، بلکه راز پشت گیفت کارت های پلی استیشن ارزان را فاش کرده است. او در حالی که به صفحه ی نتیجه نگاه می کرد، می خندید و گفت:
«بعد از این همه دردسر، حداقل یه کد تخفیف خرید از آپکارت بهم رسید!»
این داستان توسط آرمان یکی از دوستان آپکارتی ارسال شده است و بابت آن 25 امتیاز تخفیف خرید گیفت کارت به ایشان تعلق گرفته است. همچنین آرمان از امتیازهایی که سایر دوستان آپکارت به این داستان بدهند، منتفع خواهد شد. شما هم می توانید داستان خود را از طریق ایمیل ارسال نمایید تا با نام شما منتشر شود و برای خرید گیفت کارت امتیاز بگیرید.